گفتی که باید تموم شه خیلی زوددرد جدایی گفتی دیونمی اما راس بگوحالا کجایی توکه عاشقم نبودی ،وعده ها رو چرا دادی تقصیر منه که داشتم به چشات چه اعتمادی تویی که دوسم نداشتی چرا اومدی سراغم چرا نگذاشتی همونجور بسوزه بی توچراغم نه... نیاز به سرزنش نیست ،بروهرجاکه دلت خواست دریغ از یه نامه خوب ،دریغ از یه وعده راست جواب خشم تو دادم همیشه با مهر و خنده اما یاد گرفتم اون کس که بده میشه برنده تا همین حالای حالا پای وعده هات نشستم آخرین جملۀ نامه : برو من عهدوشکستم



|+|